آموزش دفاع شخصی ! آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
مستند حیات وحش (حیات)
محبوبترین و جدیدترین مستند جهان
کیفیت عالی زیرنویس فارسی اورجینال
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
سه شنبه 20 بهمن ماه سال 1388

راهپیمایی اش را ما برویم، 120میلیونش را  

هدیه تهرانی بگیرد؟

 
روزنامه کیهان در ستون ویژه تماس های خوانندگان خود نوشت:

می خواستم بدانم هر موقع راهپیمایی است ما شرکت می کنیم. محرومیت ها و تحریم ها را هم ما تحمل می کنیم پای صندوق های رای هم ما صف می کشیم، اما وام 120 میلیون تومانی اش به یک هنرپیشه ای داده می شود که شاید هیچ اعتقادی به اینگونه دغدغه های نظام و انقلاب نداشته باشد. بنده یک مستمری بگیر با ماهی 370 هزار تومان حقوق هستم و شش ماه است که برای دریافت 3 میلیون تومان وام برای اجاره منزل که دولت قول آن را داده است به بانک مراجعه می کنیم اما هنوز مبلغ به دستمان نرسیده است.

این خبر من را به یاد فیلم لیلی با من است ساخته کمال تبریزی انداخت. داستان فیلم در مورد مشکل یک فیلم بردار صدا وسیما بود که برای گرفتن وام مسکن مجبور بود به جبهه برود و...

حالا اینجا است که معلوم می شود هرکسی برای چه به راهپیمایی می رود.

۱- برای خوردن ساندیس نظام؟

۲- برای گرفتن یک گونی  سیب زمینی؟

۳- برای خودن پرتقال اسراییلی؟

۴- برای ترفیع ؟

۵- برای وام چند میلیونی؟

 
جمعه 16 بهمن ماه سال 1388

 حکایت آشتی کنان قلعه نویی و مایلی کهن 

 

از قدیم گفته اند‌ زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند. شاید در ظاهر؛ ضرب المثل فوق هیچ ربطی به این قضیه نداشته باشد. اما صحبت بر سر دعواهای زن و شوهری و اختلافات خانوادگی نیست. بلکه بحث ما بر سر باور عوام است که در جایگاه خبر و علوم سیاسی به آن افکار عمومی گفته می شود. من فکر می کنم به جای این ضرب المثل درست تر باشد که بگوییم؛ مثلا خواص دعوا کنند عوام باور کنند. ( با عرض معذرت از محضر اساتید ادبیات و زبان پارسی.)

درست یازده ماه پیش؛ بعد از بازی بین استقلال تهران و سایپا که با شکست استقلال رغم خورد امیر قلعه نویی سر مربی تیم استقلال نسبت به داوری بازی شدیدا اعتراض کرد و مطالبی بیان نمود. پس از آن نوبت به مایلی کهن بود که با انتشار بیانیه ای شدید الحن و با استفاده از ادبیاتی ناپسند الفاظی را نثار قلعه نوعی کند تا پاسخ وی را داده باشد. او در بیانیه اش قلعه نویی را شعبان بی مخ و نوچه هایش را گنده باقالی؛ کوتوله؛ عوام فریب (کل یوم )؛ فاقد مدرک تحصیلی و دست آخر گروهبان قندلی که لقب ژنرال را یدک می کشد نامید. دربرابر این سخنان  قلعه نویی سکوت نکرده و گفت: "مایلی کهن حرف بی ربط زیاد می زند."

با گذشت یازده ماه از آن جنجال هفته گذشته دو مربی بار دیگر روبروی هم قرار گرفته اما این بار همه چیز درست بر عکس آن چه گذشته بود رخ داد. علاوه بر نتیجه بازی ادبیات هر دو مربی تغییر کرده بود و مراسم آشتی کنان با اهدا گل از طرف قلعه نویی به مایلی کهن برگزار شد. در پایان این دیدار که با نتیجه پنج بر یک به نفع سپاهان به اتمام رسیده بود مایلی کهن در خصوص آشتی با قلعه نوعی گفت: من یک آدم واقع گرا هستم و فقط به دنبال کشیدن گلیم خودم از آب نیستم. در گذشته مسائلی بین ما بوده و امروز همه چیز تمام شده. مشکل من و قلعه نویی از جنگ ایران و عراق که بالاتر نیست. ما هشت سال با عراق جنگیدیم اما آخرش چه شد؟ ما امروز با عراق مشکلی نداریم. سرمربی سایپا گفت: همه جا گفته می شود هنگامی که مایلی کهن می بازد عصبانی است.اما امروز من اصلا اینطور نیستم وی همچنین هر جا که در مورد روابطش با قلعه نوعی نمی خواست موشکافی شود با گفتن جمله "حال شما خوب است؟ از پاسخ گویی به خبر نگاران طفره می رفت.

  

1- در اینکه جناب مایلی کهن؛ انسان فرهیخته وواقع گرایی است شکی نیست. این را هم از قیاس مع الفارق بین جنگ ایران و عراق و هشت سال دفاع مقدس با سوتفاهم های شخصی دو مربی و دادن بیانیه با ادبیات خاصش می توان فهمید.

 

2- در عین حال آقای مایلی کهن سری هم در سیاست دارد زیرا که می داند ما امروز با عراق هیچ مشکلی نداریم.

 

3- در گزارش بعضی از سایت ها آمده بود که پس از باخت پنج بر یک سایپا سر مربی این تیم به بازیکنانش گفت امشب از شام خبری نیست.شما پنج گل خورده اید.شکم تان سیر است. نتیجه اینکه مایلی کهن اصولا مربی بی خیالی است و اصلا عصبانی نمی شود. چه ببازد. چه ببرد.

 

4- نمی دانم آقای مایلی کهن خبر دارند که دادن بیانیه استفاده از ادبیات خاص و ملقب کردن افراد سر شناس به صفات بد در کشور بعد از بازی استقلال و سایپا معمول شد؟ خصوصا اینکه بعضی از جریانات سیاسی جاری مملکت هم با مسابقات فوتبال مقایسه شد. حالا باید از ایشان پرسید: آقای مایلی کهن حال شما خوب است؟  

 

اما در مقابل قلعه نویی هم در خصوص آشتی اش با مایلی کهن گفت: من شاگرد مایلی کهن هستم و وظیفه از بین بردن اختلافات را داشتم. این موضوع فقط سوتفاهمی بود بین من و مایلی کهن که به دنبال فرصتی برای حل آن بودم. وی در پایان به انتقاد از سرپرست صبا باتری گفت که: اختیار دست خودشان است و هر کسی را که می خواهد می کنند. مرادی به عنوان مدیر نباید در امور تیم دیگری دخالت کند اختیار تیم دست خودمان است و هر کسی را که مایل باشیم به رختکن می بریم. برخی افراد چشم دیدن رابطه من با طیری را ندارند.

معروف است که امیر قلعه نویی از آن آدم های خاصی است که همیشه هم کار های خاص انجام می دهد.

 

۱-  ظاهرا امیر قلعه نویی همچنان گروهبان قند علی باقی مانده جهت اطلاع باید گفت که فعل می کنند از آن دسته فعل هایی است که در زبان فارسی با پسوند های گوناگون معانی مختلفی می دهد و گاهی استفاده از آن بدون پسوند برای شنونده شبهه ایجاد می کند. زین پس به جای استفاده از جمله "هر کس را که می خواهند می کنند" از جمله کامل تری استفاده نمایید. 

 

2- اینکه اختیار دست خودمان است وهر کسی را که مایل باشیم به رختکن می بریم هم مربوط می شود به آن کارهای خاص قلعه نویی که شنونده را دچار سوتفاهم می کند. (این را هم جهت تنویر افکار عمومی بیان کردیم.) 

 

3-  در خصوص رابطه آقای قلعه نویی و طیری هم که بعضی ها چشم دیدنش را ندارند راستش را بخواهید نمی دانم این رابطه چه نوع رابطه ای است؛ بنابراین چیزی برای گفتن  ندارم .  

 

حالا خودتان قضاوت کنید آخر این چه ادبیاتی است که اهالی ورزش کار سیاست مدار ما دارند؟

جمعه 9 بهمن ماه سال 1388

هزار و دو راه نرفته  

 

اگر حافظه تان یاری کند؛ در برنامه  جذاب و پر بیننده  هزار و یک راه نرفته بود که به زوج های جوان چگونه زیر یک سقف زندگی کردن را بدون اینکه تنش و مشاجره ای در زندگی مشترک بوجود آید آموزش می دادند و اصل را هم بر هنر خویشتن داری به شکل با کلاس آن گذاشتند. حالا بگذریم از اینکه بعد از پایان سری اول و دوم این برنامه آمار طلاق افزایش پیدا کرد و بدتر از آن؛  مسئله ازدواج موقت هم به میان آمد و شد قوز بالا غوز... 

امروز با خبر جدیدی برخورد کردم که باعث شد نتیجه تحقیقات چندین ساله خانم تهیه کننده این سریال زیر سوال برود و این خبر تحقیقاتی خودش شد روی هم هزار دو راه نرفته که این آخری از دست تهیه کننده برنامه در رفته بود و در برنامه ها عنوان نشد.  

حالا خبر چی بود؟ 

 

زوج‌هایی که دعوا می‌کنند، عمر بیشتری دارند!
نتایج مقدماتی بررسی گروهی از زن و شوهرها حاکی از آن است که زوج‌هایی که خشم خود را نگه می‌دارند – در مقایسه با آن‌هایی که خشم خود را ابراز می‌کنند- زودتر می‌میرند. 

در حالی که وقوع تعارض در کانون خانواده غیر قابل اجتناب است، نکته اساسی شیوه‌ای است که زوج‌ها به حل و فصل این تعارضات می‌پردازند. 

دانشمندان در طول این بررسی متوجه شدند زوج‌هایی که سعی می‌کنند خشم خود را سرکوب کنند، زودتر از سایرین می میرند.

 چند توصیه مهم جهت ایجاد تنش در راستای طولانی شدن عمر: 

 

خانمها: 

 

۱-هنگام پخت غذا به اندازه گیری نمک آن توجه نکرده هر چقدر عشق تان می کشد  نمک بریزید. این امر باعث خشمگین شدن همسرتان می شود.  

 

۲- هفته ای یکبار اجناس گران قیمت بی ارزش را خریداری کرده جلوی چشم همسرتان قرار دهید.  

 

۳- هنگام پخش فوتبال جام جهانی کانال تلویزیون را هر نیم ساعت یک بار  عوض کنید. 

۴- به خانواده همسرتان تلفن زده هرچه از دهنتان در می آید بگویید. 

 ... 

 

آقایون: 

 

۱- دیر وقت از سر کار به خانه برگشته بلافاصله و بدون جواب دادن به هیچ سوالی بخوابید. 

 

۲- نیمی از حقوق ماهیانه خود را صرف اقوام و فک فامیل خود کنید. 

 

۳- مادرتان را بدون هماهنگی با همسرتان به منزل دعوت کنید. 

 

۴- هفته ای یک بار  دست پخت مادرتان را به رخ همسرتان بکشید. 

 

۵- به دوستان بسپارید نیمه شب هنگام خواب برای شما پیامک های مشکوک بفرستند.  

...

 

 قابل توجه خانمها: هنگام بروز خشم استفاده از ماهیتابه با مارک دسینی فراموش نشود.توصیه این موارد باعث شادابی و ازدیاد عمر شما در مقایسه با نسل های قبلی است.

جمعه 9 بهمن ماه سال 1388

یادداشت  

 

ضرب المثلی هست که می گویند: یه روز خوش به ما نیومده... یا می گویند: از هرچی بدت میاد به سرت میاد... یا خلاصه یه چیزی تو همین مایه ها. از این مثل ها معمولا وقتی استفاده می شود که انتظار و توقع بعضی پیشامد ها را نداشته باشی و یا اینکه بعد از خیال پردازی واهی در مورد چیزی یک سطل اب یخ بریزن روی سرت تا حسابی شوکه بشی. 

 

امتحانات که تمام شد یه نفس راحت کشیدم. گفتم بی خیال اخبار سیاسی و اصلا خبر. میرم جشنواره فیلم فجر به عشق سال های جوانی و بی خیالی و روزهای پر افتخار سینمای ایران و البته به یاد و خاطره ی دوست شماره یک؛ چند تا فیلم خوب می بینم تا دلم باز شه.  

 

جای شما خالی وسط برف و سرمای شدید که نمی دونم چرا روز اول جشنواره اومد و دیگه نیومد رفتم سینما آفریقا. یک بلیط به مبلغ ۳۰۰۰ تومان تهیه کردم (البته دانشجویی تخفیف داشت) و از سوز سرما بلا فاصله پریدم تو سالن نمایش. اسم فیلم نفوذی بود کار مشترک احمد کاوری و احمد فیوضی با مضمونی کاملا سیاسی؛ جنگی و اطلاعاتی با رویکردی به موضوع اسارت؛ جانبازی؛ عراقیون بعثی؛ منافقین؛ اردوگاه اشرف؛ علی شیمیایی؛ فتنه گری؛ جاسوسی؛ ضدانقلابی؛ بیت المال خوری؛ ضدسرمایه داری؛ تندروی های جناحی؛ ضد ولایت فقیه و ارتباط با گروهک های اپوزوسیون... خلاصه هرچه شرارت بود در این فیلم حضور داشت. نویسنده فیلم نامه البته جمال شورجه معروف خودمون بود و فکر  می کنم این فیلم نامه را بعد از انتخابات نوشته و خودش هم تهیه کنندگی فیلم را به عهده گرفته بود . 

تا آخر فیلم را بخاطر حضور بازیگران معروفش خصوصا بازی قاسم زارع و امیر جعفری تحمل کردم و بعد از اتمام فیلم با عجله از سالن زدم بیرون. افسردگی هشت ماه گذشته دوباره به سراغم اومد. یه کمی گیج بودم. راستش حسابی توی ذوقم خورده بود. با خودم گفتم سینما را هم سیاسی کردن رفت پی کارش. از اون بدتر اینکه انگار سیاست وصله شده به تن ما. 

به لیست بقیه فیلم ها نگاه کردم. حضور۲۰ فیلم در جشنواره فجر امسال با مضامین دینی؛ معنا گرا و نیز دفاع مقدس از اولویت های انتخاب فیلم ها برای نمایش در مشهد بود. با این وجود جشنواره را تحریم کردم. تصمیم گرفتم به جای خرید بلیط چند تا کتاب بخرم و این چند روز را به مطالعه بپردازم. عطای جشنواره را هم به لقایش بخشیدم. گرچه امروز در مورد نمایش فیلم نفوذی خبری را خوندم که خیلی جالب بود. این فیلم مورد توجه اصحاب رسانه ای قرار گرفته و سالن نمایش مملو از تماشاگر بوده.  

کمی امیدوار شدم. با خودم فکر کردم فیلم مورد توجه این بود؟ خدا به دادبقیه فیلم ها برسه . 

اینم از اخبار جشنواره فیلم فجر .

شنبه 3 بهمن ماه سال 1388

زلال که باشی آسمان در تو پیداست 

  

2003472mg9szi5yze.gif

پرسیدم... 

چطور ، بهتر زندگی کنم ؟

 با کمی مکث جواب داد :

گذشته ات را بدون هیچ تأسفی بپذیر ،

با اعتماد، زمان حالت را بگذران ،

و بدون ترس برای آینده آماده شو .

ایمان را نگهدار و ترس را به گوشه ای انداز .

شک هایت را باور نکن ،

و هیچ گاه به باورهایت شک نکن .

زندگی شگفت انگیز است، در صورتیکه بدانی چطور زندگی کنی .

پرسیدم،

آخر ...

و او بدون اینکه متوجه سؤالم شود ، ادامه داد :

مهم این نیست که قشنگ باشی... ،

قشنگ این است که مهم باشی ! حتی برای یک نفر .

کوچک باش و عاشق... که عشق ، خود می داند آئین بزرگ کردنت را...

بگذارعشق خاصیت تو باشد ، نه رابطه خاص تو با کسی .

موفقیت پیش رفتن است نه به نقطه ی پایان رسیدن ...

داشتم به سخنانش فکر می کردم که نفسی تازه کرد و ادامه داد... 


زلال باش... زلال باش...

فرقی نمی کند که گودال کوچک آبی باشی ، یا دریای بیکران ،

زلال که باشی ، آسمان در تو پیداست. 

 

امتحاناتم امروز با موفقیت به پایان رسید و خیلی خوشحالم. تعطیلات پایان ترم شروع شده و حالا برای رفتن به جشنواره فیلم فجر آماده شدم. می خوام ازتعطیلاتم به نحواحسن استفاده کنم.  این ترم خیلی خسته شدم. تمام واحد ها عملی بود و سخت. 

این متن قشنگ هم امروز برام ایمیل شد. برای شما گذاشتم تا شما هم از اون لذت ببرید.   

شاید این روزا کمتر حضور داشته باشم. شاید هم طاقت نیارم و بیام ولی دنبال خبر حتما هستم. شاید هم با اخبار جشنواره اومدم.  

پس فعلا...

   1      2      3      4      5      6      7    >>